قهرمان ميرزا عين السلطنه

3512

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ايرانى كه به خيال قتل آنها رفته بودند دستگير شده حبس هستند و جمع كثيرى مجددا به طمع صد هزار تومان رفته‌اند از ايل جاف هم سوار زيادى همراه سالار الدوله است . مردم از قشون سالار الدوله و خود سالار الدوله بيشتر واهمه دارند تا از محمد عليشاه و حدس مىزنند نزاع اين دو نفر بعد از فتح طهران يا قبل از آن در بگيرد . مىگويند احتمال كلى مىرود سالار الدوله به زودى طهران را بگيرد و خودش ادعاى سلطنت كند و با محمد على ميرزا جنگ كند . يكى از مشروطه‌طلبها را در به دو ورود شاه ديدم وقتى كه از قونسلگرى مىآمدم و تازه خبر ورود محمد على ميرزا را داده بودند به او گفتم و شرط بستم . بعد از چند روز كه خبر محقق شد او را ديدم گفت بله آمده اما خيلى بىقانونى كرده مواجبش را قطع كرديم ! . حمزه على يكشنبه 23 شهر صيام - زكام تمام نشده از قرار معلوم تا آخر رمضان باقى است . امروز حمزه على و ابو الحسن را گفتند پس از سحر غائب شده و از قرارى كه معين شده فرار نموده‌اند ، چون اين‌بار دوم است كه حمزه على اين كار را كرده ناچارم بنويسم معتضد الممالك در كوريجان تنبيهش كند . همه‌چيز داشت ماهى سه تومان هم مىگرفت ، حاليه ميل داشت چهار تومان بدهم . طمع اندازه ندارد . در طهران نه شام داشت ، نه ناهار ، نه چاى ، نه منزل ، نه حمام مجانى ، نه مداخل ماهى چهار تومان مىگرفت . اينجا كه همه را دارد و مخارج قهوه‌خانه و غيره طهران هم در مقابل نيست باز خيال داشت چهار تومان بگيرد . من و نوكرهايم من با نوكرهايم هميشه به دوستى و مهربانى راه رفته‌ام و هيچ‌وقت آنها را فحش نمىدهم ، نمىرنجانم . اينجا هم به همان سبك هستم . اگر يك سيب برايم بياورند نصف را به آنها مىدهم . گوشهء قاب پلو هم اگر دست خورده باشد ، يا فنجان چاى مملو قند و « قركهر » نباشد دنيا را به هم مىزنند . مواجب هم مىدهم ، مداخل هم مىبرند ، راضى هم هستند ، راضى هم هستم . اما باز گاهى از اين اتفاقات رخ مىدهد . امان اللّه چاله‌اى اينجا آمده بود با يكصد هزار لا حول و بسم اللّه دويست تومان پول دادم شهر برد ، صد تومان براى مفرح الدوله ، صد تومان براى حسين . مقدارى هم لوازمات لازم داشتيم قرار شد بياورد . سه تومان هم انعام سه‌تا خربوزه اين خورده فرمايش را داديم .